turkey cock
معنی فارسی
بوقلمون نر
معنی کامل و مثالها
● بوقلمون نر
● آدم خودنما، مرد پر فیس و افاده
مترادفها
noun
Gobbler (colloq.).
بوقلمون نر
● بوقلمون نر
● آدم خودنما، مرد پر فیس و افاده
noun
Gobbler (colloq.).
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن