دیکشنری فارسی

turnkey (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_rn´kē´/n., pl.

● کلیددار زندان، زندانبان

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن