turnkey (2)
معنی کامل و مثالها
/-kē´/adj.
● (وابسته به این روش: مقاطعکار کارخانه و غیره را میسازد و ماشین و آلات را نصب میکند و به کار میاندازد و سپس تحویل میدهد) تمام کاری، کلید در دست، (دستگاه و غیره) آماده کار
/-kē´/adj.
● (وابسته به این روش: مقاطعکار کارخانه و غیره را میسازد و ماشین و آلات را نصب میکند و به کار میاندازد و سپس تحویل میدهد) تمام کاری، کلید در دست، (دستگاه و غیره) آماده کار
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن