turnover
UKtəːnouvər
US'tə:'nəuvə
معنی فارسی
دست بدست شدن ، جابجا شدن ، تعداد دفعاتي
درسال که موجودي انبار يک بنگاه فروخته
ميشود
معنی کامل و مثالها
/tu_rn´ō´vǝr/n., adj.
● غلتاندن، برگرداندن
● وارون سازی، پشت و رو سازی، واژگونی، زیر و رو سازی
● دگرگونی، تغییر
● تغییر عقیده (یا حزب یا مسلک و غیره)
● (در زمان معین) مقدار فروش، میزان کاسبی، مقدار پول رد و بدل شده، گردش کار
● میزان تغییر در تعداد کارمندان (نسبت رفتهها به استخدام شدهها و ماندهها)
● برگرداندنی، برگردان، تا کردنی
a turnover collar
یقهی برگردان
● رو گشت، رو گرد
تعریف انگلیسی
noun
- the ratio of the number of workers that had to be replaced in a given time period to the average number of workers
- a dish made by folding a piece of pastry over a filling
- the act of upsetting something “he was badly bruised by the upset of his sled at a high speed”
- the volume measured in dollars “the store's dollar volume continues to rise”