turnspit
معنی فارسی
اسبابي که سيخ کباب را روي اتش ميچرخاند.
سگ آموخته
چرخنده
معنی کامل و مثالها
/tu_rn´spit´/n.
● کسی که سیخ کباب را میگرداند
● (در اصل) سگ آموخته
● (سیخ کباب یا صفحهی مشبک برای بریان کرن) چرخنده
اسبابي که سيخ کباب را روي اتش ميچرخاند.
سگ آموخته
چرخنده
/tu_rn´spit´/n.
● کسی که سیخ کباب را میگرداند
● (در اصل) سگ آموخته
● (سیخ کباب یا صفحهی مشبک برای بریان کرن) چرخنده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن