دیکشنری فارسی

turnup

معنی فارسی

هر چيز تا شده يا تو گذاشته شده يا برگردان

شده

چرخان، پيچدار

معنی کامل و مثال‌ها

/tu_rn´up´/n., adj.

● هر چیز تا شده یا تو گذاشته شده یا برگردان شده (به سوی بالا)

● (رو به بالا) چرخان، پیچدار

ریشه و کاربرد

ریشه

From turn + up, after to turn up.

مثال

  • The election results were a real turnup.
  • It was quite a turnup when she arrived unannounced.
  • The game's outcome was an unexpected turnup.

ترکیب‌های رایج

Unexpected turnup Real turnup Surprising turnup

تعریف انگلیسی

noun
  1. the lap consisting of a turned-back hem encircling the end of the sleeve or leg

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن