دیکشنری فارسی

tush

UStu:ʃ

معنی فارسی

لمس لامسه لمس کردن دست زدن

مترادف‌ها

I. interjection
Pshaw.
II. noun
See tusk.

واژه‌های دیگر با معنی «لمس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن