دیکشنری فارسی

twelvemonth

معنی فارسی

(يک) سال

معنی کامل و مثال‌ها

/-munth´/n.

● (قدیمی) یک سال

تعریف انگلیسی

noun
  1. a period of time containing 365 (or 366) days “she is 4 years old” “in the year 1920”

مترادف‌ها

noun
Year.

واژه‌های دیگر با معنی «(يک) سال»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن