دیکشنری فارسی

twice

UKtviːtʃə UStwaıs

معنی فارسی

دو بار دودفعه دو مرتبه دو برابر

معنی کامل و مثال‌ها

/twīs/adv.

● دوبار، دو دفعه

I saw him twice

دوبار او را دیدم.

● دو برابر، دو چندان، دو مرتبه

he is twice as fast

سرعت او دو برابر است.

I am twice as old as you are

سن من دو برابر سن تو است.

● دو بخشه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. two times “I called her twice”
  2. to double the degree “she was doubly rewarded” “his eyes were double bright” “Derived from adjective: double (for: doubly)”

مترادف‌ها

adverb
Two times.

واژه‌های دیگر با معنی «دو بار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن