دیکشنری فارسی

twice

UKtviːtʃə UStwaıs

معنی فارسی

دو بار دودفعه دو مرتبه دو برابر

معنی کامل و مثال‌ها

/twīs/adv.

دوبار، دو دفعه

I saw him twice

دوبار او را دیدم.

دو برابر، دو چندان، دو مرتبه

he is twice as fast

سرعت او دو برابر است.

I am twice as old as you are

سن من دو برابر سن تو است.

دو بخشه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. two times “I called her twice”
  2. to double the degree “she was doubly rewarded” “his eyes were double bright” “Derived from adjective: double (for: doubly)”

مترادف‌ها

adverb
Two times.

واژه‌های دیگر با معنی «دو بار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن