twinkler معنی فارسی چشمک زن جرقه زن. واژههای دیگر با معنی «چشمک زن» simperer چشمک زن، خنده کننده بدون دليل. flasher چشمک زن sign flasher چشمک زن flashing light نور چشمک زن stroboscopic tube لامپ چشمک زن، لامپ استروبوسکپي strobotron لامپ چشمک زن، لامپ استروبوسکپي blink microscope ميکروسکوپ چشمک زن quick flashing light (چراغ) چشمک زن تند group flashing light (چراغ) چشمک زن دسته اي interrupted flashing light چراغ چشمک زن منقطع (دريايي)