دیکشنری فارسی

twirling

UKtwəːliŋ US'twə:lıŋ

معنی فارسی

چرخش ، گردش ، دور ، پيچ (در نوشتن حروف) ،

چرخاندن ، گرداندن ، چرخيدن

واژه‌های دیگر با معنی «چرخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن