two dimensional UKtwoudimenʃənl معنی فارسی دو بعدي واژههای دیگر با معنی «دو بعدي» two-dimensional lattice شبکه دو بعدي two dimensional array آرايه دو بعدي two demensional chromatography کروماتوگرافي دو بعدي depth quening سه بعدي کردن يک شي دو بعدي contour template مشابه سازي يک شکل دو يا سه بعدي model geometric نمايش کامل سه بعدي يا دو بعدي صحيح، هندسي از يک شکل، يک قسمت يا يک ناحيه second best دومين نفر، معاون، نفر بعدي