two faced معنی فارسی دو رو دو وجهه ادم دو رو. واژههای دیگر با معنی «دو رو» hypocritical دو رو، ريا کار، ريا کارانه Douro رودخانه ي دو رو dual carriageway راه ارابه رو دو خطي، شوسه دوگانه jerboa موش دو پا (از اين رو که دوپاي پيشين ان در، برابر پاهاي پسين کوتاه است . hypocrite (آدم) رياکار، آدم دو رو، زرق فروش falsehearted عهدشکن، بيوفا، دو رو ancipitous دو دمه، دو طرفه، دو رو ambidextrous دودست درفرمان، رياکار، تردست multifaceted دودست درفرمان، رياکار، تردست double leg زير دو خم با عوض کردن دست با مايه يک پا، رو کار، زير دو خم خورجين تکان (کشتي)