دیکشنری فارسی

two-handed

معنی کامل و مثال‌ها

/-han´did/adj.

● با دو دست، دو دستی

a two-handed blow

ضربه‌ی دو دوستی

● نیازمند به دو نفر، دو نفره، دونفری

a two-handed saw

اره‌ی دو سر

a two-handed card game

بازی دو نفری (باورق)

● دارای دو دست، دو دسته

● قادر به بکار بردن هر دو دست، راست دست و چپ دست (ambidexterous هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. equally skillful with each hand “an ambidextrous surgeon”
  2. requiring two hands or designed for two people “a two-handed sledgehammer” “a two-handed crosscut saw” “a machine designed for bimanual operation”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن