دیکشنری فارسی

tympany

معنی فارسی

ورم گزافه گويي مبالغه صداي سنگين طبل. تفرعن طمطراق کر و فر

معنی کامل و مثال‌ها

/tim´pǝ nē/n., pl.

● اتساع، فراخش، فراخیدگی

● تفرعن، طمطراق، کر و فر

مترادف‌ها

noun
1. (Medicine) Tympanites, drumbelly, wind dropsy.
2. Inflation, conceit, bombast, tumidity, turgidness.

واژه‌های دیگر با معنی «ورم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن