typifier معنی فارسی نمونه (چيزي) بودن ، نمونه بودن از ، رمز بودن از ، از پيش خبر دادن واژههای دیگر با معنی «نمونه (چيزي) بودن» typified نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typifies نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typify نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از exemplified بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن exemplifies بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن exemplify بامثال فهمانيدن، بانمونه فهماندن يانشان دادن، نمونه (چيزي) بودن