ulcerous
UKʌlsərəs
معنی فارسی
زخمي قرحه اي زخم دار قرحه دار مجروح
معنی کامل و مثالها
/-sǝr ǝs/adj.
● زخمی، پر زخم، زخمدار، جریحهدار، مجروح
an ulcerous tumor
غدهی زخمدار (قرحهدار)
● وابسته به زخم (به ویژه زخم دستگاه گوارش)
● زخمزا
تعریف انگلیسی
adjective
- having an ulcer or canker