دیکشنری فارسی

ulcerous

UKʌlsərəs

معنی فارسی

زخمي قرحه اي زخم دار قرحه دار مجروح

معنی کامل و مثال‌ها

/-sǝr ǝs/adj.

● زخمی، پر زخم، زخم‌دار، جریحه‌دار، مجروح

an ulcerous tumor

غده‌ی زخمدار (قرحه‌دار)

● وابسته به زخم (به ویژه زخم دستگاه گوارش)

● زخم‌زا

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an ulcer or canker

واژه‌های دیگر با معنی «زخمي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن