دیکشنری فارسی

ultramundane

معنی فارسی

دورتر از منظومه شمسي ،ماوراي اين جهان ،

عقبايي ،عاقبتي

معنی کامل و مثال‌ها

/-mun´ dān´, -mun dān´/adj.

● (وابسته به آنچه که خارج از کره‌ی زمین و منظومه‌ی شمسی قرار دارد) فرا جهانی، فراخورشیدی

● وابسته به پس از مرگ، فرادنیوی، فرا عمری

مترادف‌ها

adjective
Beyond the world, beyond the limits of our world or system.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن