ultrared
UKʌltrɛəd
معنی فارسی
فراقرمز فراسرخ انطرف اشعه قرمز.
معنی کامل و مثالها
/-red´/adj.
● رجوع شود به: infrared
فراقرمز فراسرخ انطرف اشعه قرمز.
/-red´/adj.
● رجوع شود به: infrared
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن