دیکشنری فارسی

ultrasonics

UKʌltrəsɔnks

معنی فارسی

فراصوت

معنی کامل و مثال‌ها

/-sän´iks/n.pl.

● (با فعل مفرد) فراواشناسی، فرا صوت شناسی، فرا آواشناسی

واژه‌های دیگر با معنی «فراصوت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن