دیکشنری فارسی

umber (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/um´bǝr/n., adj., vt.

● (نوعی خاک دارای اکسید منگنز و آهن که به رنگ قهوه‌ای مایل به زرد است و پخته‌ی آن به رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز است) اومبر، گل ماشی

● (رنگ) قهوه‌ای مایل به زرد یا قرمز

● با اومبر رنگ کردن، به رنگ قهوه‌ای درآوردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن