دیکشنری فارسی

ump

معنی فارسی

کمک داور

معنی کامل و مثال‌ها

/ump/n., vt., vi.

● مخفف: umpire

ریشه و کاربرد

ریشه

Abbreviation of the word 'umpire'.

مثال

  • The ump made a bad call.
  • She wants to ump the next game.
  • The ump's decision is final.

ترکیب‌های رایج

Ump a game Ump's decision Baseball ump Cricket ump

تعریف انگلیسی

noun
  1. an official at a baseball game

واژه‌های دیگر با معنی «کمک داور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن