دیکشنری فارسی

unaccounted-for

معنی کامل و مثال‌ها

/-kount´id fôr´/adj.

● نامعلوم، توضیح داده نشده، توجیه نشده، به حساب نیامده، حساب نشده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن