unappreciable معنی فارسی بسيار نرم لمس ناپذير غير محسوس بلامسه درک نکردني غير قابل فهم واژههای دیگر با معنی «بسيار» impalpable بسيار، نرم، لمس ناپذير unnoticeable بسيار، نرم، لمس ناپذير unobservable بسيار، نرم، لمس ناپذير multitudinous بسيار، زياد، کثير ever so بسيار، تابخواهي، هرچه تصورکني foison بسيار، فراوان، فراواني gey بسيار، خيلي، قابل ملاحظه far and away بسيار، خيلي، خيلي دور abundant بسيار، فراوان، وافر sopping بسيار، شديد، کاملا.