دیکشنری فارسی

unassisted

UKʌnəsistid US'ʌnə'sıstıd

معنی فارسی

انجام عمل بدون کمک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unsupported by other people
  2. lacking help

مترادف‌ها

adjective
See unaided.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن