دیکشنری فارسی

unbacked

UKʌnbækt

معنی فارسی

بي پشتيبان

معنی کامل و مثال‌ها

/un bakt´/adj.

● (اسب) رام نشده، نارام، زین ناپذیر

● (به ویژه از نظر مالی) بی پشتیبان، بی ضامن، بی‌تضمین

● بی‌پشتی، بی پشتبند، بی اتکا، بی‌حامی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unsupported by other people

واژه‌های دیگر با معنی «بي پشتيبان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن