دیکشنری فارسی

unballasted

معنی فارسی

بي ثبات، فاقد وزنه ي تعادل

معنی کامل و مثال‌ها

/-bal´ǝst id/adj.

بی ثبات، (کشتی) فاقد وزنه‌ی تعادل

واژه‌های دیگر با معنی «بي ثبات»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن