unbated
معنی فارسی
تخفيف داده نشده .
کند نشده ، تيز، بران
معنی کامل و مثالها
/-bāt´ id/adj.
● (قدیمی) ناکاسته، فروکش نشده، ناآرام
● (مهجور) کند نشده، تیز، بران
an unbated lance
نیزهی تیز
تخفيف داده نشده .
کند نشده ، تيز، بران
/-bāt´ id/adj.
● (قدیمی) ناکاسته، فروکش نشده، ناآرام
● (مهجور) کند نشده، تیز، بران
an unbated lance
نیزهی تیز
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن