دیکشنری فارسی

unbeatable

UKʌnbiːtəbl US'ʌn'bi:təbəl

معنی فارسی

شکست نخوردني شکست ندادني مغلوب نشدني شکست ناپذير

معنی کامل و مثال‌ها

/-bēt´ǝ bǝl/adj.

● شکست نخوردنی، شکست ندادنی، مغلوب نشدنی، شکست ناپذیر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. hard to defeat “an unbeatable ball team”
  2. incapable of being overcome or subdued “an invincible army” “her invincible spirit”

واژه‌های دیگر با معنی «شکست نخوردني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن