دیکشنری فارسی

unbiased or unbiassed

معنی کامل و مثال‌ها

/-bī´ǝst/adj.

● بی غرض، بی نظر، بی طرف

● بی غرضانه، ناسوگیرانه، بی طرفانه، منصفانه

an unbiassed judgement

داوری بی‌غرضانه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن