unbitted
معنی فارسی
بي مهار بدون دهانه افسار گسيخته خودسر لگام گسيخته
معنی کامل و مثالها
/-bit´ id/adj.
● (اسب و غیره) بی مهار، بدون دهانه
● افسار گسیخته، خودسر، لگام گسیخته
بي مهار بدون دهانه افسار گسيخته خودسر لگام گسيخته
/-bit´ id/adj.
● (اسب و غیره) بی مهار، بدون دهانه
● افسار گسیخته، خودسر، لگام گسیخته
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن