unbonnet
معنی فارسی
کلاه رااز سربرداشتن اشکار کردن. بي پوشش کردن آشکار کردن
معنی کامل و مثالها
/-bän´it/vt., vi.
● کلاه را از سر برداشتن، بی کلاه کردن یا شدن
● بی پوشش کردن، آشکار کردن
کلاه رااز سربرداشتن اشکار کردن. بي پوشش کردن آشکار کردن
/-bän´it/vt., vi.
● کلاه را از سر برداشتن، بی کلاه کردن یا شدن
● بی پوشش کردن، آشکار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن