دیکشنری فارسی

unbranched

معنی فارسی

بيشاخ و برگ بدون انشعاب بدون شعبه .

تعریف انگلیسی

adjective
  1. without branches “a tree with an unbranched trunk”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن