دیکشنری فارسی

unbuckle

UKʌnbʌkl

معنی فارسی

باز کردن (کفش يا سگک)

معنی کامل و مثال‌ها

/-buk´ ǝl/vt.

● (بند یا گیره‌ی کمربند و غیره را) باز کردن، رها کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. undo the buckle of “Unbuckle your seat belt” “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Unfasten, loose, unloose.

واژه‌های دیگر با معنی «باز کردن (کفش يا سگک)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن