unbuckle
UKʌnbʌkl
معنی فارسی
باز کردن (کفش يا سگک)
معنی کامل و مثالها
/-buk´ ǝl/vt.
● (بند یا گیرهی کمربند و غیره را) باز کردن، رها کردن
مترادفها
verb active
Unfasten, loose, unloose.