پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
unbury
مترادفها
verb active
Disinter, disentomb, dig up, exhume, uncharnel.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن