unchurched
معنی فارسی
ناوابسته به کليسا کليسا نرو بي کليسا
معنی کامل و مثالها
/-chu_rcht´/adj.
● ناوابسته به کلیسا، کلیسا نرو
● (به ویژه کشیش) بی کلیسا
ناوابسته به کليسا کليسا نرو بي کليسا
/-chu_rcht´/adj.
● ناوابسته به کلیسا، کلیسا نرو
● (به ویژه کشیش) بی کلیسا
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن