دیکشنری فارسی

unco

معنی فارسی

ناشناخته ، بيگانه ، عجيب و غريب

مرموز، ترس آور

آدم يا چيز عجيب و غريب

معنی کامل و مثال‌ها

/uŋ´kō/adj., adv., n., pl.

(اسکاتلند)

ناشناخته، بیگانه، عجیب و غریب

مرموز، ترس آور

آدم یا چیز عجیب و غریب

شگرف

(جمع) خبر (اخبار)

قابل توجه، چشمگیر

بسیار، خیلی

ریشه و کاربرد

Adjective

Strange, uncanny, or unfamiliar.

ریشه

Derived from the Old English 'uncuth', meaning 'unknown'.

مثال

  • The unco sounds in the forest frightened the hikers.
  • She had an unco feeling about the old house.
  • The unco tales of the villagers intrigued the anthropologist.

ترکیب‌های رایج

Unco feeling Unco sound Unco tale Unco symbol

واژه‌های دیگر با معنی «ناشناخته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن