uncreated
معنی فارسی
غير مخلوق ابدي. ازلي
معنی کامل و مثالها
/un´krē āt´id/adj.
● هنوز خلق نشده، ناآفریده، ناموجود
● (الهیات) ازلی، ابدی، غیر مخلوق
غير مخلوق ابدي. ازلي
/un´krē āt´id/adj.
● هنوز خلق نشده، ناآفریده، ناموجود
● (الهیات) ازلی، ابدی، غیر مخلوق
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن