under employment معنی فارسی کم کار واژههای دیگر با معنی «کم کار» labour saving کار کم کن رنج گاه hypothyroid کم کاري غده ي تيروئيد، کسي که غده ي تيروئيد او کم کار ميکند underemployed داراي شغل نيمه وقت، کم اشتغال، نيمه کار underutilize باکارايي کم مورد استفاده قرار دادن، به اندازه ي توان يا ظرفيت چيزي از آن کار، نکشيدن stretchout گسترش ساعات کار بدون اضافه دستمزد يا با، اضافه دستمزد کم، تمديد زمان لازم براي forgetful فراموش کار، کم هوش، غفلت کار