under the seway of معنی فارسی تحت حکومت واژههای دیگر با معنی «تحت حکومت» martial rule حکومت نظامي، تحت حکومت نظامي governmentalize پيرو و تابع قانون کردن، تحت کنترل حکومت در اوردن، بصورت دولتي در اوردن. federalize باهم متحدکردن، هم عهدکردن، تحت حکومت مرکزي دراوردن