under-
معنی کامل و مثالها
/un´dǝr/
● پیشوند:
● زیر، تحت [undertow]
● دون، کمتر، معاون، دونپایه، زیردست [underling]
● کم، اندک [underdeveloped]
/un´dǝr/
● پیشوند:
● زیر، تحت [undertow]
● دون، کمتر، معاون، دونپایه، زیردست [underling]
● کم، اندک [underdeveloped]
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن