دیکشنری فارسی

under-

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr/

● پیشوند:

● زیر، تحت [undertow]

● دون، کمتر، معاون، دون‌پایه، زیردست [underling]

● کم، اندک [underdeveloped]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن