دیکشنری فارسی

underage

UKʌndəridʒ US'ʌndərıdʒ

معنی فارسی

فروسال ، نابالغ ، صغير، کمتر از سن قانوني.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not of legal age “minor children”
  2. dependent by virtue of youth

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن