دیکشنری فارسی

underbody

معنی فارسی

قسمت بدنه قايق در زير آب

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr bäd´ē/n.

● (حیوان) زیر شکم، زیرتنه

● (اتومبیل و غیره) زیر بدنه، زیر اتاق

تعریف انگلیسی

noun
  1. the soft belly or underside of an animal's body

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن