دیکشنری فارسی

underbuy

معنی فارسی

زير بهاي معمول خريدن، ارزان خريدن

کمتر از نياز خريدن، کم خريدن

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr bī´/vt., vi.

● زیر بهای معمول خریدن، ارزان خریدن

● کمتر از نیاز خریدن، کم خریدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن