دیکشنری فارسی

underclothes

UKʌndəklouðz

معنی فارسی

زير پوش ، ، لباس زير:پيراهن وزير شلواري

معنی کامل و مثال‌ها

/-klōthz´/n.pl.

● لباس زیر، زیر جامه (underwear و underclothing هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. undergarment worn next to the skin and under the outer garments

واژه‌های دیگر با معنی «زير پوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن