دیکشنری فارسی

underclothes

UKʌndəklouðz

معنی فارسی

زير پوش ، ، لباس زير:پيراهن وزير شلواري

معنی کامل و مثال‌ها

/-klōthz´/n.pl.

لباس زیر، زیر جامه (underwear و underclothing هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «زير پوش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن