undercurrent
UKʌndəkʌrənt
US'ʌndə'kə:rənt
معنی فارسی
جريان زيرين (وضعع نهاني ، نيم کاسه)
معنی کامل و مثالها
/-ku_r´ǝnt/n.
● (جریان آب یا هوا که زیر جریان دیگر حرکت میکند) جریان عمقی، جریان زیرین، زیر تاز، زیر کشند
● (گرایش یا احساس و غیره) جریان نهفته، جریان پنهان
the undercurrent of discontent amongst the farmers
نارضایتی پنهانی در میان کشاورزان
تعریف انگلیسی
noun
- a subdued emotional quality underlying an utterance; implicit meaning
- a current below the surface of a fluid