دیکشنری فارسی

undercurrent

UKʌndəkʌrənt US'ʌndə'kə:rənt

معنی فارسی

جريان زيرين (وضعع نهاني ، نيم کاسه)

معنی کامل و مثال‌ها

/-ku_r´ǝnt/n.

● (جریان آب یا هوا که زیر جریان دیگر حرکت می‌کند) جریان عمقی، جریان زیرین، زیر تاز، زیر کشند

● (گرایش یا احساس و غیره) جریان نهفته، جریان پنهان

the undercurrent of discontent amongst the farmers

نارضایتی پنهانی در میان کشاورزان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a subdued emotional quality underlying an utterance; implicit meaning
  2. a current below the surface of a fluid

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن