undergrown
معنی فارسی
به طور کامل رشد نکرده ، به حد معمولي نرسيده ،
کم رشد
داراي زير گياه
معنی کامل و مثالها
/un´dǝr grōn´/adj.
● به طور کامل رشد نکرده، به حد معمولی نرسیده، کم رشد
● دارای زیر گیاه (یا زیر جوش)
به طور کامل رشد نکرده ، به حد معمولي نرسيده ،
کم رشد
داراي زير گياه
/un´dǝr grōn´/adj.
● به طور کامل رشد نکرده، به حد معمولی نرسیده، کم رشد
● دارای زیر گیاه (یا زیر جوش)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن