undermost
UKʌndəmoust
معنی فارسی
پايين ترين زيرترين
معنی کامل و مثالها
/un´dǝr mōst´/adj.,adv.
● زیرترین، پایینترین، تحتانیترین، دون ترین
the undermost man of our team
پایینترین عضو تیم ما
مترادفها
adjective
Lowest.