دیکشنری فارسی

undermost

UKʌndəmoust

معنی فارسی

پايين ترين زيرترين

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr mōst´/adj.,adv.

● زیرترین، پایین‌ترین، تحتانی‌ترین، دون ترین

the undermost man of our team

پایین‌ترین عضو تیم ما

مترادف‌ها

adjective
Lowest.

واژه‌های دیگر با معنی «پايين ترين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن