دیکشنری فارسی

underprivileged

UKʌndəprivəlidʒd USəndəp'rıvlıdʒd

معنی فارسی

محروم از مزاياي اجتماعي و اقتصادي ،

درمضيقه ، تنگدست ، کم اميتاز.

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr priv´ǝl ijd/adj.

● محروم، دارای امتیازات اجتماعی کمتر

* the underprivileged

طبقات محروم اجتماع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking the rights and advantages of other members of society

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن