دیکشنری فارسی

underproduce

معنی فارسی

کمتر از ظرفيت يا نياز توليد کردن،

کم فرآوري کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-prǝ dōōs´/vt.,vi.

● کمتر از ظرفیت یا نیاز تولید کردن، کم فرآوری کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. produce below capacity or demand “The East German factories were underproducing for many years” “Something ----s” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن